شما مترجم خوبی نیستید جناب!

نمی‌دانم چه سالی بود؛ باید اواخر دهه شصت یا اوایل دهه هفتاد بوده باشد که فیلم سینمایی «کرامر علیه کرامر» را از تلویزیون دیدم و عاشق خواندن داستان آن شدم. جلوی دانشگاه گشتم و گشتم تا بالاخره در کتابفروشی یک انتشاراتی صاحب نام آن را پیدا کردم و با اشتیاق شروع کردم به خواندن آن. اما یک صفحه، دو صفحه، ... احتمال دادم خسته‌ام و زمان مناسبی را برای کتاب خواندن انتخاب نکرده‌ام اما روزها و شبهای بعد هم نتوانستم حتی با زور، چهار پنج صفحه از این کتاب را بخوانم و این در حالی بود که موضوع آن بسیار مورد علاقه‌ام بود و تنها چیزی که مرا از خواندن آن منزجر می‌کرد، ترجمه بسیار بد و مزخرفی بود که از آن شده بود و تعجب از آن انتشاراتی صاحب نام که چگونه راضی شده بود آن اثر مهم را به دست چنین مترجم ناتوانی بسپارد و اعتبار خودش را مخدوش کند.

***

http://upcity.ir/images/16250365207416368997.jpg

دیروز - پریروز بود که برای وقتی که در مترو می‌گذرانم کتاب «فونتامارا» را انتخاب کردم از نویسنده بزرگ ایتالیایی: اینیاتسیو سیلونه. این کتاب را هم همان روزها و ایام، یعنی ایامی که سریال تلویزیونی آن از پخش می‌شد و اتفاقاً خیلی هم مسئله ساز شده بود خریدم و از آنجا که درست همزمان با سریال آن را خواندم از مطالعه‌اش ناراضی نبودم. اما الان که بازخوانی آن را شروع کرده‌ام، از ترجمه اسفبار و استخدام دم دستی واژه‌هایی که مترجم به کار گرفته است حرص و جوش زیادی می‌خورم. دلم می‌خواست ناشر این ترجمه را به من می‌داد تا با ویرایشی کامل، زبان سلیس و ادبیات مناسبی برای آن انتخاب و حتی با فارسی امروزی‌تری آن را بازنویسی می‌کردم. البته مترجم این اثر، شاعر نام آشنایی است و تعجب من هم از همین است که کسی که با زبان و ادبیات شاعرانه مأنوس است چگونه چنین ترجمه سطح پایینی ارائه کرده است؟ البته این ترجمه به افتضاحی ترجمه «کرامر علیه کرامر» نیست و داستان را به خواننده می‌رساند! اما از ناشر و مترجم آن انتظار خیلی خیلی بیشتری می‌رفت. آیا ناشر به صرف اینکه منوچهر آتشی در آن سالها شاعر پر سر و صدایی بوده است بی توجه به کاری که ارائه کرده است چشم بر روی اعتبار خود بسته بوده است؟

***

آیا در عرصه مسئولیت دادن‌های اجتماعی هم این اتفاق غیر ممکن است که کسی را صرفاً به اعتبار اینکه آدم مشهوری است و رسانه‌ها توی بوقش کرده‌اند، مجاز به سپردن هر مسئولیت و وظیفه‌ای بدانیم؟ ممکن است کسی شاعر خوبی باشد، اما معلوم نیست رئیس خوبی هم باشد!

/ 6 نظر / 139 بازدید
برداشت آزاد

سلام . به ماهم سر بزنید . برای تبادل لینک خبرم کنید. موفق باشید

ضد زندیق

وااااااااااااااااااااااای ! داد ! بی داد! وا مصیبتا ! وا بحرانا ! وا شرایط سختنا. ای بدبخت شدیم رفت پی کارش! ای زندیق خدا نشناس، ای بی مذهب بی سرمایه! به درد نخور بی خمس و زکات و سهم امام و سهم سادات . آخه فونتاماریا ؟؟؟؟ نه جون من ! بگو فونتاماریا ؟ خجالت نمیکشی ؟ حیا نمی کنی ؟ رفتی طرفدار اصلاح طلب ها شدی چیزی بهت نگفتیم! رفتی تو صف روزنامه جات بازم چیزی بهت نگفتیم . کت و شلوار غربی پوشیدی ، میبیل گرفتی ، به جای لولهنگ لوله پلاستیکی تو توالت خونت گذاشتی ريال گوجه فرنگی ! اقا گوجه فرنگی خوردی ! همه این کارا رو کردی چیزی نگفتیم! حالا کارت به اونجا رسیده که بر و بر تو چشای پاک تر از صابون حموم ما نگاه میکنی و میگی فونتاماریا و اون کی چی بود؟ همون زهر ما گرفته! دیگه نا امید شدم . به خدا دیگه نا امید شدم . گفتم شاید برگری و به راه راست هدایت بشی . نشدی که نشدی. ایییییییی زندیققققققققققققققققققق/ راستی به خانواده سلام برسون.

مادر

سلام لابد به همین دلیل امام خمینی"ره" و البته پیشتر پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله فرمودند هر کس کاری انجام می دهد باید آن کار را خوب انجام دهد.

سید مهدی

با سلام از شما دعوت میکنم باحضور خود وبلاگم را زیبا سازید. با دو مطلب جدید به روزم: مقایسه ی قدرت نظامی ایران و اسرائیل خدا طبیب است وما مریض

سعید

شما یکبار وقت عزیزتان را به جهت اتلاف - یا کشتن یا ترور یا..- صرف کنید بنشینید پای برنامه "هفت" تلویزیون... من فقط یک سوال دارم. این جناب فراصت (یا فراست) واقعا از همین راه ارتزاق می فرمایند؟